سيد محمد دامادى

20

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

و مسافع بن عبد مناف نيز به قبيلهء مالك بن كنانه رفت تا آنها را به نبرد با پيامبر خدا فرا خوانده ، تشويق نمايد و سخنانى از قبيل گفته‌هاى ابو عزّه بيان داشت . و جبير بن مطعم نيز غلامى حبشى به نام وحشى داشت - كه داراى جنگ افزارى بود كه به شيوهء حبشيان آن را به گونه‌يى پرتاب مىنمود كه كمتر بخطا مىرفت - به او گفت : با مردم خروج كن و اگر توانستى حمزه را بكشى - به روان عمّم ( طعيمه كه در روز بدر - هلاك شد ) سوگند كه ترا آزاد مىسازم . و قريش و سوگند يادكردگان دامنهء كوه حبشى و پيروان ايشان از بنى كنانه و تهامه حركت كردند و زنانشان در كجاوه‌ها - بدنبال ايشان به حركت در آمدند كه از آنها نگاهدارى و از فرارشان از جنگ جلوگيرى كنند . و أبو سفيان كه رهبر گروه بود - هند - دختر عتبه - را حركت داد و عكرمة بن أبى جهل أمّ حكيم - دختر حارث را همراه كرد و حارث بن هشام - فاطمه دختر وليد را و بدين ترتيب ديگران . . . سپاه به حركت در آمد تا در محلّ عينين - در دامنهء كوهى در بيابان سبخه - در حاشيهء وادى مجاور مدينه - فرود آمده ، خيمه زدند . چون پيامبر و مسلمانان - اين خبر را شنيدند و دانستند كه محلّ فرود آمدن آن‌ها كجاست ؟ پيامبر به مسلمانان فرمود : « به خدا سوگند من خواب خوبى ديدم . گاوى را ديدم كه به قربانگاه آمده بود و در خواب ديدم كه قسمتى از لبهء شمشيرم شكسته است و نيز به خواب ديدم كه دست در زره‌يى محكم مىكردم . اگر مصلحت مىدانيد ، در مدينه بمانيم و آنها را به جنگ فرا خوانيم و اگر نيامدند و در محلّ ماندند نيز در بدترين موقعيّت‌ها قرار گرفته‌اند - و اگر آمدند - همين جا با آنها خواهيم جنگيد » . گروهى از مسلمانان گفتند : اى رسول خدا ما را به سوى دشمن فرست تا گمان نبرند كه ما ترسيده‌ايم و يا ناتوانيم . عبد اللّه بن أبىّ گفت : اى رسول خدا در مدينه بمانيد و به سوى آنها مرويد . به خدا سوگند هرگز نشد كه به سوى دشمنى برويم ، مگر آنكه شكست خوريم و نشده است كه دشمنى بر ما فرود آيد مگر آن كه شكست خورد و ما پيروز گرديم . يا رسول اللّه آنها را به خود وا گذار - اگر در محلّ ماندند - به بدترين زندان در افتاده‌اند و اگر به مدينه آمدند - مردان ما روبرو با ايشان خواهند جنگيد و زنان و فرزندان نيز از فراز سر ، آنها را سنگباران ميكنند و اگر از محلّ بازگشتند - نوميدانه - همان گونه كه آمدند - خواهند رفت . ولى عده‌يى از مسلمانان كه دوستدار مواجهه با قريش بودند - به همراه پيامبر به